
نه این جنگ،راه به جایی نمی برد...ترسم از آن است که در نهایت،جز ویرانه ای از ایران ما به جا نماند و کفتارها و شغال ها بر جنازه مردم ما شادی کنند
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی

شما کسی رو که چهل و هفت سال یک مملکت رو
با ایدئولوژیش ویران کرده،
نمیتونی با تهدید به ویرانی
همون مملکت متوقف کنی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال بیداد وقتی حکومت چنان کارد را به استخوان مردم رساند، که دیگر تحمل آنهمه ظلم واجحاف و نامردی ،آنهمه تعدی، جنایت و بیدادگری، خارج از تحمل شد، خیلی ها رویای آزادی را در حمله کشورهای ابرقدرت میدیدند تا شاید با فشار آنها، حکومت ضحاک زمان برچیده شود، اما دریغا که نه سرباز بیگانه به خاطر دلسوزی برای مردم ایران آمده بود و نه ماشین ارعاب و تروری که به اسم حکومت چنگ بر گلوی مردم ایران داشت،با وجود محو شدن لایه اول قدرت، فرو ریختنی بود...حالا مانده است کشوری جنگ زده و نیمه و
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال Lapidary به تازگی خیلی به سنگ علاقه مند شده ام.در دوران جنگ که اینترنت داخل قطع بود و ارتباط با دوستان درون ممکن نبود تصادفا با پیج COCSTONE آشنا شدم.اقایی بسیار متین و دلنشین به اسم آقا مجید که در آن کلیپ به دنبال پیدا کردن سنگ های ارزشی مانند عقیق،جاسپر و کوارتز بود و معلوم بود در این کار مهارت بسیاری دارد از شرحاتش پیدا بود که معلومات زمین شناسی، خاک شناسی و سنگ شناسی بالایی دارد و به خوبی از این دانش ها برای رسیدن به هدفش که یافتن گوهر سنگ ها بود،استفاده می کرد
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال تطبیق دردو سه سال اخیر،جمعیت هندیان کانادا به طرز عجیبی و بی سابقه ای رو به رشد گذاشت.سیاست های افتضاح دولت ترودو یکی دوتا نبود اما وارد کردن فله ای چند قومیت به بهانه تحصیل و غیره آنقدر شدید و بی حساب و کتاب بود که بافت جمعیتی کشور را جامعا دگرگون کرد واز دیدن گروه عمامه به سری که در ایستگاه مترو به سبک و سیاق هند دنبال قطار می دوند گرفته تا قالیشویی دسته جمعی در رودخانه ها تا شنیدن لحجه وحشتناک پنجابی ۹۰ درصد کاستومر سرویس های کشور ، این شائبه را بوجود می آورد که
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال بوف کور یکی از بزرگترین بی عدالتی های دنیا، پیری هست.منظورم از پیری ، چروک شدن و از کار افتادن نیست.منظورم دورانی هست که به تدریج انسان علاقه اش را به هرچیزی که برایش مهم بود از دست می دهد.دیگر آن انرژی و شور و حال قدیم را ندارد.جوان آنقدر سرشار از امید و آرزو هست که با مرگ هم پنجه در پنجه می اندازد اما پیر ها دیگر نه انگیزه ای برای مبارزه دارند و نه انرژی ای....بچه که بودم یک بار در بخش حوادث مجله تبیینات هفتگی خواندم یک پیرمرد پنجاه ساله که تنها از خانه بیرون رفت
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال پای فینال دارم بازی آرژانتین و انگلیس را میبینمدفعه قبل که این دو کشور در جام جهانی بازی می کردند من طرفدار آرژانتین بودم، نه تنها به خاطر اینکه انگلیس ابر قدرت بی چشم و رو و وقیحی هست، نه به خاطر جزایر مالویناس که چسبیده به آرژانتین است و انگلیس مدعی آن بود بلکه به خاطر دیگو مارادونای بزرگ که تنها افسانه به حقیقت پیوسته و زنده دنیا بود....این بار اما دلم می خواهد انگلیس بازی را ببرد ، نه به خاطر اینکه نظرم در باره استعمارگر بودنش عوض شده باشد...بلکه به این دلیل که
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال It's a Mad, Mad, Mad, Mad World نمیدانم چطور شد که دنیا به اینجا رسید.زمانی هر چیزی تعریفی مشخص و سر راست داشت و همین سبب سادگی بود و ظریفی گفته است که زیبائی در سادگیست....قدیمها خوب،خوب بود و بد بد.....زشت،زشت بود و زیبا،زیبا. مرد مرد بود و زن، زن اروپایی اروپایی بود و عرب،عرب... نمیدانم از کی اما مدتهاست تمام معیارها فرو ریخته است اینکه هر اقلیتی، حق حیات و برابری با اکثریت را داشته باشد امریست مسلم اما اینکه تبلیغات عجیب و غریب و خارج از عرفی برایش بشود، چیزیس
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
کارگاه خیال فمنیسم گفتگوی تارا صلاحی (خواننده)با پادکست کادانس را می دیدم و از آنجا که تارا یک زن است و به عنوان یک زن،خصوصا در جامعه ایران، خواهی نخواهی به عنوان جنس دوم( اگر مرد را جنس اول فرض کنیم) محسوب می شود ناچارا بحث به سوی مباحث فمنیستی کشیده شد.اینجا تارا حرف بسیار جالبی زد و آن این بود که این روزها فمنیستی مساوی است با ضد مرد بودن در صورتی که از دید من فمنیستی تقاضای برابری با مردها ست..... و این نکته بسیار مهمی است آنچه من تجربه کرده ام این است که سالها بی عدالتی،د
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
هاناهاکی افسانه ای مربوط به شرق آسیا به خصوص کشور های کره و ژاپن است. این واژه از دو واژه ی هانا (به معنی گل)هاکیماسو (به معنی بالا اوردن)تشکیل شده که به یک بیماری اشاره دارند.وقتی کسی درگیر یه عشق یک طرفه میشه داخل ریه هاش گل رشد میکنه و هرچی این عشق بیشتر بشه،رشد گل ها نیز بیشتر و بیشتر میشه تا جایی که این باعث میشه فرد عاشق با سرفه های شدید و دردناک،خون و گل بالا بیاره.فرد عاشق برای رهایی سه راه داره:راه اول اینه که معشوقه متوجه این عشق بشه و حس متقابلی داشته باشه تا رشد گل ها متوقف شن.راه دوم اینه که عاشق انقدر با این وضعیت زندکی میکنه و رشد گل ها درون ریه هاش و خون بالا اوردن هاش بیشتر میشه تا در نهایت میمیره.راه سوم اینه که گل ها رو به طور کامل از داخل ریه هاش بیرون بکشه اما در عوض ممکنه کسی که عاشقش بوده و تمام خاطراتش رو به کل فراموش کنه یا حتی قدرت عاشق شدن دوباره رو از دست بده.تا حالا به هاناهاکی دچارشدید؟
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی
برچسب:
نویسنده: هیراد اسدی